تحریف آخوندی و چگونگی مقابلە با آن!





ماردین زاهدی



احساس یکی از قوی ترین و در همان حال مخرب ترین سلاحهای کاربردی در وجود انسان است که اگر به درستی با آن آشنا نشده و در کنترلش نداشته باشیم میتواند ما را به قهقرای نابودی بکشاند. داشتن آگاهی و شناخت احساسات نیز به همان شیوه میتواند انسان را به اوج کمال و موفقیت هدایت کرده و موجبات موفقیت را فراهم کند.


از سال ۱۵۰۱ و سر کار آمدن شاه اسماعیل صفوی و خواستش برای ترویج عقایدش تاکنون سو استفاده از احساسات مردم ابزاری برای نابودی آنها و پایداری حکومتهای ظالم و خونخوار گشته است که با تغییراتی در ابتدای حکومت پهلوی توانست تا حدودی جای خود را به احساسات نژادپرستانه و ضد مذهبی بدهد. اما این پایان کار نبود و بعد از تصاحب قدرت از جانب آخوندها و نمایان شدن واقعیت ذاتی آنها و اهداف ضد بشریشان نیز این روند سیر تکاملی خود را پیموده و در قالب جنگ و سیاست جنگ افروزی برای به حاشیه بردن و داشتن فرجه لازم برای سرکوب مخالفان رخ نمایی کرد.

داشتن حس ناسیونالیستی در مقابله با حکومتهای دیکتاتور و فاشیست نه تنها حسی مخرب و منفی نیست بلکه میتواند بزرگترین انگیزه برای مقابله با ظلم و ستم باشد. اما دیکتاتورها همیشه برای تثبیت حاکمیت خود از سیاستهایی بمانند ایجاد جنگ داخلی و تفرقه انداختن میان ملیتهای و نژادهای کشور و منطقه کرده و از این نفاق نهایت استفاده را میکنند.

در روزهای اخیر و جنگ میان دو کشور آذربایجان و ارمنستان نیز به همان شیوه, بخوبی شاهد این قضیه بوده و دیدم که چگونه نیروهای امنیتی رژیم بمانند قبل با سوق دادن شعارهای نژادپرستانه, در تلاش بودند تا بستری برای اوج دادن به احساسات ناآگاهانه نژادی فراهم کرده, از جانبی باعث نفرت پراکنی و تبلور و اوج گرفتن تعصبات و ایجاد دشمنی میان این ملیتها شده, خشم و احساس مردم را در کنترل گرفته و نیز با ابراز و اقدام به سرکوب  قشر کثیری از مردم معترض, آنها را روانه بازداشتگاه ها کرده تا خود را بیطرف و صلح دوست و بدور از هرگونە نفاق گرایی قلمداد کنند. 

درگیر کردن مردم در این شرایط تنها برای تحریف احساسی آنها و سو استفاده از سادگی با تحریک احساسات ناسیونالیستیشان است که با توجه به شرایط کنونی جامعه امروز ایران و وضع معیشتی و اقتصادی مردم نه تنها ملزوم نیست بلکه باید این جریانات و شورش ها بسیار آگاهانه و برنامه ریزی شده بر ضد حکومتی هدایت شود که خود باعث و مسبب تمام این ظلمهاست; در گذشته و با مراجعە به تاریخ بسیار روشن و بە وضوح میبینیم که مردم به دلیل عدم آگاهی از این سیاستهای خصمانه بارها دچار خطا شده و موقعیتهای براندازی این رژیم فاسد را به دلیل داشتن تعصبات شخصی, به نفع خود رژیم تغییر داده اند. 

داشتن آگاهی در مورد نظامهای دیکتاتور و راههای مقابله با آن و نیز جلوگیری از ایجاد تفرقه ملیتی, مذهبی, دینی و هرگونه ابزاری که خواسته های تفرقه افکنی نظام را مجاب میکند, باید با آگاهی کامل از جانب ملت ادراک گشته, و با کنترل فهمی و با آگاهی کامل, مراحل پیشگیری از این سیاست را در کوردستان و ایران گسترش داد.

مسلم است که پتانسیل جوان و آگاه امروزی فارغ از احساسات مخرب نژادی و مذهبی میتواند بسیار آگاهانه در صدد مقابله با این سیاستها باشند و قدرت دینامیک خود را برای اتحاد و همبستگی مصرف کرده و به بهترین نوع ممکن خود را برای تغییر رژیم و نابودی این جنایتکاران مهیا سازند.

با وجود تحریمها و وضع امروزه رژیم و نیز جنایتهایش در کشتن و نابودی جوانان, پیشبینی میشود که تجمعات و اعتراضات بیشتری در راه باشد, از این رو قشر جوان باید بسیار هوشیارانه عمل کرده تا در دام سیاست های نژادی و تفرقه انگیزانه رژیم نیفتاده و با آگاهی و همبستگی هرچه بیشتر توان خود را در سرنگونی این جنایتکاران صرف کرده و سکان هدایت مبارزه را در دست بگیرند.
ڕێکه‌و 2020-10-06 11:57:15
به‌شی ( سیاسی )







سیاسی