تجربیات جوانان دیروز لانچرهایی برای جوانان امروز

 



ماردین زاهدی

آنچه که بسیار واضح و مسلم است و بسیاری اوقات بر روی آن در تمام ادوار تاریخ تاکید شده است استفاده از تجربیات گذشتگان و تکرار نکردن اشتباهات آنهاست, تجربیات گاهی بزرگترین سرمایە انسانها میشوند زیرا برای بدست آوردن آنها دردهای زیادی کشیده شده است.
یکی از این تجربیات بسیار دردناک که بیش از چهل سال است زندگی میلیونها نفر را از بین برده است تصاحب انقلابیست که با ریختن خون جوانان ایران و کوردستان بدست رژیم خونخوار آخوندی افتاد.
هنگامی که جوانان ایران تصمیم به سرنگونی رژیم پهلوی گرفتند بسیار واضح می دانستند که در این راه هم کشته خواهند شد و هم دردهای بسیار زیادی را باید تحمل کنند تا به آنچه که می خواهند برسند و همانگونه نیز شد و تعداد کثیری از جوانان سرزمین در این راه جان خود را فدا کردند تا بلکه عزیزانشان از ظلم و ستم رژیم پهلوی رهایی یابند, این انکار ناپذیر است که محور تغییر و تحولات جامعه با سکان دینامیک قشر جوان است که هدایت می‌شود و این جوانان هستند که می‌توانند سرنوشتش را تعیین کنند, اما جوانان ما بعد از به قدرت رسیدن رژیم خمینی به جای قدردانی و رسیدن به جایگاهی که لایقش بودند دچار سرکوبهای شدید شدند که در مناطق کوردنشین با قتل عام و جنایات بسیار بزرگتری نیز همراە بود. در واقع رژیم بسیار خوب می‌دانست که قلب تپنده شورش و انقلاب جوانان هستند و با از میان بردن تدریجی آنها به وسیله اعتیاد و فقر و بیکاری در واقع اقدام به پرورش بافت فرسوده ای از کار بدستانی کردند که دارای افکاری قرون وسطایی و مرتجعی هستند که اکنون نیز شاهد آن هستیم, زیرا که حتی یک جوان را در دستگاه اداره حکومت نمی بینیم و این بدان معنی است که ایران دارای حکومتی فاسد است که به جای استفاده و بکارگیری جوانان در پی نابودی آنها و یا کوشش برای ایجاد فوبیا در چرخە زندگی جوانان است.
در رژیم کنونی ایران هیچ جایی برای پرورش افکار و عقاید مغایر با آنچه که حکومت میخواهد وجود ندارد و افکار و عقاید مخالف به تندی از جانب رژیم سرکوب و خفه می شوند. اما ذات آزادی خواهی و مبارزه هرگز از بین نمیرود و همیشه کسانی هستند که در برابر ظلم قد علم کنند و از جان و مال و هر آنچه که دارند برای هدفشان بگذرند.
در طی این چهل سال بیداد و ظلم چندین دولت در راس امور قرار گرفته اند که هرکدام به گونه ای کمر به زوال کشور بسته اند و هر دولت جدیدی هم که اعمال میشود در راستای حرکت دولت قبلی اما با روشهایی نوین تر و صد البته بدتر و از یک منشاء و با یک پروتوکل پا به عرصه میگذارند. این بدان معناست که اصل نظام دچار فساد است و هیچگونه تغییر اصطلاحی, خواه با نام اصلاح طلب یا اصولگرا یا هر اسم دیگری کە پدید می آیند تنها سوری بوده و هیچ کاربرد دیگری ندارد.
این دولتها در اوایل با سرکوب و قتل و کشتار وارد عرصه حضور شدند اما با تغییر برهه های زمانی آنها نیز تغییر کرده و معیارهای فریب را نیز بکار گرفتند و با ایجاد دولتهای ایده آلیستی و تنها با وعده های دروغین و ظاهری مهربان با شیوه های نوین اقدام به سلاخی مادی و جانی مردم کرده اند که اکنون نیز در دولت روحانی به همان روال به وضوح شاهد آن هستیم.
در شرایط کنونی ایران که تحریم و اپیدمی کرونا به همراه جنایات بیرحمانه رژیم در جنگ افروزی و آشفته ساختن منطقه برای بقای نظام بر کشور سایه افکنده است, در بیشتر موارد جوانان به صورت خودجوش پا به عرصه حضور گذاشته و در اقدام به کمک عموم اقشار جامعه هم در مورد پیشگیری و مبارزه با کرونا و هم آتش سوزی های عمدی سپاه و غیره نقش اصلی را ایفا کرده و دلسوزانه درحال مبارزه با آفت آخوندیسم هستند.
اما این پایان داستان نیست, چرا که هیچ جنایتی از این خونخواران بعید نبوده و هر روز به دنبال نابودی و تخریب بیشتر کشور هستند.
در این روزهایی که به آخر حکومت دجالانه آخوندی نزدیک میشویم باید بسیار آگاه بود که بمانند قبل نقره داغ اشتباهاتی نشویم که دیگر قابل جبران نباشند چرا که جوانان امروز به وضوح تجربیات جوانان دیروز را دیده و دریافته اند که نباید آنها را تکرار کنند و باید کاملا هدفمندانه و با پولیتیکی کاملا رئال اقدام به هدایت این انقلاب کنند تا حق تعیین سرنوشتمان با دستان خودمان رقم بخورد.
ڕێکه‌و 2020-06-30 08:07:11
به‌شی ( سیاسی )







سیاسی